تبلیغات
اینجا همه چی در همه

اینجا همه چی در همه
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
آیا در انتخابات آینده مجلس شرکت میکنید؟



مطالعه نقشه های تاریخی واقعی که در موزه ها و کتابخانه های معتبر 

سراسر جهان نگهداری می شوند - و نه نقشه هایی که به سفارش 

فلان شیخ طراحی شده اند- حکایت از اعمال حاکمیت ایران بر ابوموسی 

، تنب بزرگ و تنب کوچک در دوره های مختلف تاریخی دارند.


هرچند در مقطعی کوتاه با حضور نیروهای اشغالگر و استعمارجوی

انگلیسی این اعمال حاکمیت منقطع شد اما در سال 1968 با خروج 

مطالعه نقشه های تاریخی واقعی که در موزه ها و کتابخانه های معتبر سراسر جهان نگهداری می شوند - و نه نقشه هایی که به سفارش فلان شیخ طراحی شده اند- حکایت از اعمال حاکمیت ایران بر ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک در دوره های مختلف تاریخی دارند.

هرچند در مقطعی کوتاه با حضور نیروهای اشغالگر و استعمارجوی انگلیسی این اعمال حاکمیت منقطع شد اما در سال 1968 با خروج انگلیسی ها حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه بار دیگر بر قرار و جاری شد.

این در حالی است که  چند شیخ در جنوب خلیج فارس در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ میلادی تصمیم به ائتلاف گرفتند و حکومت واحد تشکیل دادند در حالی که  قبل از تأسیس دولت اتحاد امارات متحده عربی، این منطقه «امارات متـصالحة» نام داشته‌است.

بار دیگر می توان به نقشه های تاریخی رجوع کرد و به حکام امارات این واقعیت تاریخی را یادآوری کرد که اگرچه حاکمیت ایران بر بسیاری مناطق شرقی و شمالی و غربی نقشه فعلی ایران گسترده بوده است اما از معدود مناطقی که در جنوب ایران تحت حاکمیت ایران بوده همان منطقه ای است که امروز امارات نامیده می شود و بسیار مضحک است که اینک این بخش منفک شده از سرزمین مادری ادعای خاک می کند!

اما ریشه اصلی سوء تفاهم به وجود آمده برای شیوخ امارات قطعا  وضع موجود ایران است چرا که دیده اند ایران به موضوع هسته ای سرگرم است و قدرت های بزرگ حمایت اش نمی کنند و به همین دلیل فضا را برای مانور دادن مناسب دیده اند.

با این وجود پاسخ قاطع ایران به ادعاهای ارضی امارات خواست بی تردید و بدون تامل مردم ایران بوده هرچند تا کنون ایران از سر حسن همجواری با امارات سعی کرده است با این کشور مدارا کند اما قطعا اماراتی ها اگر خودشان هم ندانند اما دوستان غربیشان به آنان تذکر داده اند که هیچ کشوری بر سر خاک خود با دیگری مدارا و مسامحه نمی کند و اگر صدام زنده بود او نیز می توانست علت 8 سال جنگ دو کشور ایران و عراق را تشریح کند.

هراز گاهی سیگنال هایی به طرف امارات فرستاده می شود که این کشور دست از چشم چرانی ارضی بردارد و شاید تند ترین و صریح ترین پیام را هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران فرستاد که اعراب برای رسیدن به جزایر ایرانی باید از دریایی خون عبور کنند!

اما بازهم پیام در ذهن متوهم شیوخ بادیه نشین به خوبی دریافت نشد و گویا اماراتی ها علاقه مند به دانستن واکنش عملی ایران نسبت به ادعا پیرامون خاکش هستند.

ایران همواره اعلام کرده که در رابطه با مالکیتش بر سه جزیره ایرانی هیچ ابهامی وجود ندارد و این جزایر جز لاینفک ایران بوده و خواهد بود و البته متاسفانه اماراتی ها که از گذشته تنها نسبت به جزیره ابوموسی ادعا داشته اند در برخی مواقع دایره رویا پردازی خود را وسعت بخشیده و نسبت به دو جزیره دیگر نیز ادعا هایی مطرح کرده اند.

بر اساس واقعیت های تاریخی پیش از تشکیل امارات قطعا ایران بر سه جزیره مالکیت داشته است مگر اینکه اماراتی ها بخواهند بگویند قبل از بسته شدن نطفه شان ابوموسی تحت مالکیت آنانی بوده که اساسا وجود خارجی نداشته اند!

تنها قراردادی که ایران و امارات در موضوع ابوموسی منعقد کرده اند به سال 1971 بر می گردد و ایرن نیز بارها اعلام کرده نسبت به ابوموسی تنها این قرارداد جاری و ساری است اما اگر امارات نسبت به تفسیر آن دچار سوء تفاهم شده این آمادگی در ایران برای گفتگوی دوجانبه با امارات برای رفع سوء تفاهم احتمالی وجود دارد.

در تفاهم‌نامه 1971 ایران و امارات آمده است كه ایران از ادعای مالیكت بر جزیره ابوموسی چشم پوشی نمی‌كند و همچنین ادعای طرف مقابل را نیز به رسمیت نمی‌شناسد ولی موافقت‌ می‌كند كه در منطقه جنوب ابوموسی شیخ شارجه پاسگاه پلیس دایر كند و بدون داشتن حق مالکیت عهده دار برخی امور در جنوب جزیره باشد.

آنچه بسیار حائز اهمیت است و در این تفاهم‌نامه به آن تصریح شده این است كه امنیت كامل جزیره ابوموسی در اختیار ایران است. همچنین در این تفاهم‌نامه برای استفاده از منابع زیر سطحی انرژی در فلات قاره هم تصریح شده است كه دو طرف ایران و شیخ شارجه به صورت مشترك می‌توانند از این منابع بهره برداری كنند. همچنین در مورد ماهیگیری در این منطقه هم ذكر شده است كه دو طرف می‌توانند در حدود 12 مایلی آب‌های سرزمینی‌ به ماهیگیری بپردازند.

در بخش دیگری از این تفاهم‌نامه هم آمده است حق برقراری امنیت در این جزیره با ایران است و شیخ نشین شارجه  ادعای اشغال ابوموسی توسط ایران را ندارد و امروز این ادعاها از سوی امارات مطرح می‌شود.

علاوه بر این بر اساس این توافقنامه رسمی، ایران با نیروهای ارتشی خود در ابوموسی می تواند مستقر باشد و این خود گویای اعمال حاکمیت بر خاک است چراکه نیروهای ارتش هر کشور در مقابل تجاوز بیگانه می ایستند نه نیروهای شهربانی!

البته هر اقدامی كه سكنه جزیره ابوموسی انجام می‌دهند باید با اجازه فرماندار جزیره كه ایرانی است و از سوی ایران منصوب می‌شود، باشد.
 
با این حال ، چندی قبل مقامات اماراتی در درخواستی مضحک خواستار ارجاع ادعاهای آنان درباره خاک ایران به دادگاه لاهه شدند و این در حالی است که گویا وکلای دولت امارات این جزئی ترین اصل حقوقی که ماهیت تشکیل دیوان بین‌المللی دادگستری یا همان دادگاه لاهه نیز است را نمی دانند چون بر اساس اصل صلاحیت اختیاری دیوان ، صلاحیت دیوان در رسیدگی به هر دعوی مبتنی بر رضایت كشورهای طرف آن دعوی است و اولین كاری كه دیوان باید در هر دعوی به آن رسیدگی كند، احراز این رضایت دو طرفه است.

البته مقامات امارات درخواست می کنند که ایران قضاوت دادگاه لاهه را بپذیرد حال یک پیشنهاد مطرح می شود که ایران نسبت به اعاده حاکمیت خود بر عجمان ، شارجه و راس الخیمه که بر اساس نقشه های تاریخی جزئی از ایران بوده اند به دادگاه لاهه شکایت کند و دولت امارات نیز بپذیرد برای حل و فصل این پرونده وارد بحث قضایی شود!

یعنی آیا  اماراتی ها می پذیرند بر سر مالکیت ایران بر شارجه مذاکره کنند؟

در هر صورت تذکر این نکته نیز ضروری است که متاسفانه در موضع گیری های برخی مقامات داخلی در واکنش به ادعای امارات از عبارت جزایر سه گانه استفاده می شود در حالیکه امارات از گذشته تا کنون هیچ ادعای نسبت به تنب بزرگ و کوچک نداشته و تنها موضوع مورد مناقشه جزیره ابوموسی بوده است.

علاوه بر این مقامات عالی رتبه ایران بهتر است بیش از این در گیرو دار مسائل سیاسی داخلی و حتی هسته ای غرق نشوند و قدری نیز به کشورهای دوست و برادر همسایه توجه داشته باشند و ضمن رصد اقدامات و اظهارات خصمانه، توسعه طلبانه ، مداخله جویانه نه با محکوم کردن صرف بلکه با اقدام عملی نسبت به این مواضع واکنش نشان دهند.

قطعا تکرار شدن ادعای بی اساس رفته رفته در اذهان تداعی کننده حق خواهد کرد لذا بیش از این سهل انگاری در قبال ادعای ارضی امارات نمی تواند قابل توجیه باشد.

البته سیاست گذاران کشور نیز با نگریستن به تاریخ 40 ساله دوبی که امروز چه بخواهیم و چه نخواهیم از قطب های گردشگری و اقتصادی  به شمار می رود توسعه اقتصادی و گردشگری در همه جزایر جنوبی ایران در خلیج فارس را در دستور کار قرار دهند تا با تحکیم حاکمیت ایران بر ابوموسی و دیگر جزایر، رضایت مندی ساکنان جزایر مسکونی جزایر خلیج فارس جلب شود .
 

قطعا سرمایه گذاری در تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی می تواند این مناطق را در زمره نقاط مهم جذب گردشگر و یا ویژه اقتصادی قرار دهد. 

 


[ دوشنبه 13 تیر 1390 ] [ 09:09 ب.ظ ] [ حامد tatal ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یکی برای همه
همه برای ایران

IRAN
 

.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
بک لینک طراحی سایت